سلام
این روزا دارم خمسه نظامی رو می خونم...مگه چیه...خوب تا
حالا نخونده بودم...
اما بریم سر اصل مطلب...نظامی که حسابی تو این مجموعه به نسوان
حال داده...
و آنها رو تا قله های دست نیافتنی بالا برده...یه جا استثنا قائل شده و
هر چی
دق دلی داشته سر این بیچاره ها خالی کرده ...ماجرا از این قراره که ...
وقتی
سر کار خانم لیلی با ابن سلام ازدواج می کنه...یه روز یه رهگذر از بیابون
رد می شده...می بینه این
مجنون بازم داره از عشق لیلی می گه...اعصابش خورد
میشه و هرچی دهنش میاد به این
بیچاره میگه...چی می گی واسه خودت لیلی
شوهر کرد رفت...بعد از این که حرفای این
یارو رهگذره تموم میشه، تازه نظامی
شروع می کنه حرفای خودشو میگه...من هم با تمام
احترامی که برای دوستان
گرامی، خواهران ارجمند و وزرای آینده قائلم...به دور از هر
گونه حب و بغض ...
و عاری از هر گونه منظور و هدف ..اجازه میخام که این قسمت شعر رو
براتون بنویسم...
زن گر نه یکی هزار باشد در
عهد کم استوار باشد
چون نقش وفا و عهد بستند بر
نام زنان قلم شکستند
زن دوست بود ولی زمانی تا
جز تو نیافت مهربانی
چون در بر دیگری نشیند خواهد
که دگر ترا نبیند
زن میل ز مرد بیش دارد لیکن
سوی کام خویش دارد
زن راست نبازد آنچه بازد جز
زرق نسازد آنچه سازد
بسیار جفای زن کشیدند وز
هیچ زنی وفا ندیدند
مردی که کند زن آزمایی زن
بهتر از او به بیوفائی
زن چیست نشانه گاه نیرنگ در
ظاهر صلح و در نهان جنگ
در دشمنی آفت جهانست چون
دوست شود هلاک جانست
گوئی که بکن نمی نیوشد گوئی
که مکن دو مرده کوشد
چون غم خوری او نشاط گیرد چون شاد شوی ز غم بمیرد
این کار زنان راست باز است افسون زنان بد دراز است
اگر دقت کرده باشید تیر خلاصی رو تو بیت آخر می زنه ...میگه اینا که گفتم
ویژگی زنای خوبه ...زنای بد بماند..